نوشته ی : هاولز
ادیتا دختر جوانی است که با جورج نامزد است.اواز نامزدش می خواهد که به جنگ برود و برای نجات کشورش بجنگد.او خیلی آرمانی فکر میکند و اعتقاد دارد هر کس بخواهد او را بدست بیاورد باید کار خارق العاده انجام دهد .و معتقد است که همسر
اینده اش باید ابتدا عشقش را به وطن ثابت کند.و برای نجات کشورش تلاش کند.در حالی که جورج از جنگ و خون ریزی بیزار است و تمایلی به رفتن به جنگ ندارد .ولی او بدون توجه به خواسته ی جورج او را مجبور به رفتن میکند.ادیتا هیچ توجهی به عواقب این کار برای خودش و نامزدش ندارد و اصلا فکر نمی کند که جورج ممکن است در این حین آسیب دیده و یا حتی کشته شود.اما جورج بعد از مدتی کشته میشود این در حالی است که مادر او می گوید خوشحال است که جان پسرش در راه ریختن خون انسانها هدر نرفه است.
شخصیت ها : ادیتا - جورج – مادر جورج
ادیتا: یک رومانتیک افراطی است که به عشق مانند عشق توی کتابها فکر می کند.و یک حس وطن دوستی عجیبی دارد.او حاضر شده است جان نامزدش را به خاطر خواسته ی خود و اثبات عشق نامزدش به خود به خطر اندازد.
به نظر من عشق به وطن ستودنی است اما نمی شود به خاطر این عشق جان کسی را به خطر انداخت و عشقی دیگر را نابود کرد.وعشق توی کتابها با عشق در واقعیت فرق می کند و نباید انسان اینقدر آرمانی فکر کند.
موضوع این داستان : جنگ – مرگ و ایدآلیسم – ژورنالیسم و شجاعت است.
نوع طرح در این داستان ریآلیسم اجتماعی است.
اینده اش باید ابتدا عشقش را به وطن ثابت کند.و برای نجات کشورش تلاش کند.در حالی که جورج از جنگ و خون ریزی بیزار است و تمایلی به رفتن به جنگ ندارد .ولی او بدون توجه به خواسته ی جورج او را مجبور به رفتن میکند.ادیتا هیچ توجهی به عواقب این کار برای خودش و نامزدش ندارد و اصلا فکر نمی کند که جورج ممکن است در این حین آسیب دیده و یا حتی کشته شود.اما جورج بعد از مدتی کشته میشود این در حالی است که مادر او می گوید خوشحال است که جان پسرش در راه ریختن خون انسانها هدر نرفه است.
شخصیت ها : ادیتا - جورج – مادر جورج
ادیتا: یک رومانتیک افراطی است که به عشق مانند عشق توی کتابها فکر می کند.و یک حس وطن دوستی عجیبی دارد.او حاضر شده است جان نامزدش را به خاطر خواسته ی خود و اثبات عشق نامزدش به خود به خطر اندازد.
به نظر من عشق به وطن ستودنی است اما نمی شود به خاطر این عشق جان کسی را به خطر انداخت و عشقی دیگر را نابود کرد.وعشق توی کتابها با عشق در واقعیت فرق می کند و نباید انسان اینقدر آرمانی فکر کند.
موضوع این داستان : جنگ – مرگ و ایدآلیسم – ژورنالیسم و شجاعت است.
نوع طرح در این داستان ریآلیسم اجتماعی است.
No comments:
Post a Comment