Thursday, January 29, 2009

بارتلبی محرر


نوشته ی : هرمن ملویل

در یکی از خیابان های شلوغ شهر واشنگتن دفتر تحریریه ای وجود داشت. 4 نفر در این دفتر مشغول به کار بودند.ترکی-نیپر-جینگرنا ت و مدیر دفتر.روزی مدیر تصمیم به استخدام فرد دیگری به عنوان محرر گرفت و این طور بود که بارتلبی مشغول به کار شد.او بسیار سخت کار میکرد و مدیر هم از او راضی بود.تا اینکه یک روز مدیر او را برای انجام کاری فرا خواند. بارتلبی در کمال ناباوری گفت که من ترجیح میدهم این کار را انجام ندهم.این قضیه چندین بار تکرار شد تا اینکه بارتلبی دیگر عملا هیچ کاری در دفتر انجام نمیداد.بالاخره مدیر از دست او به سطوح آمده و از آن دفتر تغییر مکان داد.اما صاحبان دید دفتر قبلی برای شکایت از بارتلبی پیش مدیر آمده و از او خواستند که بارتلبی را برای ایجاد مزاحمت بیرون بیاندازند.بارتلبی به زندان افتاد اما مدیر همیشه به خاطر علاقه اش به او مواظبش بود و حتی یک نفر را برای خدمت به او در زندان استخدام کرده بود.یکروز که مدیر به قصد دیدن بارتلبی به زندان رفته بود به او خبر دادند که بارتلبی مرده ودر تمام این مدت لب به غذا نزده است.

No comments:

Post a Comment