Thursday, January 29, 2009

رزی برای امیلی

نوشته ی : ویلیام فالکنر
امیلی زن عجیبی است که با پدرش زندگی می کند .او رابطه ی خوبی با پدرش ندارد ولی بعد از مرگش احساس تنهایی شدیدی می کند.
امیلی بعد از مدتی با مردی نامزد میکند.اما مردم می دانند که این مرد ، مرد زندگی نیست پس از اقوام او می خواهند که به خانه اش رفته و نگذارند تنها بماند.اما بعد از اینکه آنها رفتند دوباره سر و کله ی آن مرد پیدا شد.مردم امیلی را می دیدند که مقداری سم و وسایل مردانه خریده و به خانه میبرد.بعد از مدتی امیلی با قیافه ی ژولیده ای در شهر نمایان شد.و از آن به بعد دیگر از خانه بیرون نمی آمد و به کسی هم اجازه ورود به خانه اش را نمی داد.کم کم مردم اضحار داشتند که بوی تعفن از خانه ی او می آید.ولی او هیچ توجهی به این حرفها نداشت . تا اینکه که امیلی مرد و مردم شهر برای بردن جنازه اش به خانه اش رفتند.آنجا با صحنه ی عجیبی رو به رو شدند. اسکلت یک مرد در خانه اش پیدا شد که متعلق به نامزدش بود.
شخصیت ها : امیلی – پدرش نامزدش – مردم شهر – اقوام امیلی
شخصیتها flat هستند و در جریان داستان تغییر نمی کنند.
امیلی زن تنهایی است که وقتی فهمید نامزدش مرد زندگی نیست و او را تنها خواهد گذاشت.او را با سم کشت ودر خانه اش نگه داشت تا همیشه در کنارش بماند ولی با این کار در حقیقت تنهایی ابدی خود را رقم زد.
مرگ امیلی سمبول عبور از روش زندگی اصیل است که توسط روش احمقانه ی نسل جدید جایگزین شده است.
راوی داستان با استفاده از توصیف خانه ی گریسون تضاد بین گذشته و آینده را مطرح می کند.

No comments:

Post a Comment